مست عشقم مست شوقم مست دوست 
 مست آن يارم که عالم مست اوست

 هيچ کس نمي تونه به دلش ياد بده که نشکنه ولي  حداقل ميتونه يادش بده وقتي شکست لبه تيزش دست اوني رو که شکسته نبره.

زندگي ماله تو مرگ مال ماله من.راحتي مال تو گرفتاري مال من.شادي مال تو غم مال من.همه چيز مال تو ولي تو مال من.
               
تو ميرفتي و در پشت قدمهاي تو دشت در حرق شب بوهاي عاشق مي سوخت.

ميرفتي و با هر قدمت دل من از جا کنده ميشد.و با خود زمزمه ميکردم بدون من چرا؟

رفتي و من ماندم چه بيهوده انتظاري

ميروي و دلم را بر ديوار سنگي مي گذارم. ديوار خيس ميشود و بعد سرما صورتم را خشک ميکند گويي مي خواهد مرا به سنگ مبدل سازد. ميرفتي و اين خواب شوم پاياني نداشت. 

قلبم محکوم شد به شکستن

غرورم محکوم شد به خرد شدن

احساسم محکوم شد به بازي گرفته شدن

دلم محکوم شد به تير خوردن

چشمانم محکوم شد به باريدن

اما عشقت محکوم شد به اسير شدن

 در قطره قطره خونم

در ميان تکه تکه هاي قلب تکه تکه ام

در ميان جاي جاي قلبم